شیر مادر، نان پدر حلالت دلاور!
شیر مادر، نان پدر حلالت دلاور!

پشت سرنوشت گره خورده آقای گزارشگر با والیبال و یا تکیه کلام معروف «شیر مادر، نان پدر حلالت دلاور» گزارشگر کشتی موضوعاتی هستند که از زبان خود آنها در گفت و گو با ایسنا روایت شده است. جواد محتشمیان ۷۵ ساله ـ گزارشگر، مفسر و کارشناس والیبال ـ که در این عرصه علاوه بر تسلط […]

پشت سرنوشت گره خورده آقای گزارشگر با والیبال و یا تکیه کلام معروف «شیر مادر، نان پدر حلالت دلاور» گزارشگر کشتی موضوعاتی هستند که از زبان خود آنها در گفت و گو با ایسنا روایت شده است.

جواد محتشمیان ۷۵ ساله ـ گزارشگر، مفسر و کارشناس والیبال ـ که در این عرصه علاوه بر تسلط بر مباحث فنی، صاحب سبک محسوب می‌شود، پس از گذشت ۴۰ سال فعالیت، همچنان دغدغه والیبال را دارد و با خنده می گوید: در خوشبختانه در سالی که گذشت اتفاق خاصی برایم نیفتاد (!) اما تمرکزم روی این بود که بیشتر مسابقات جوانان را ببینم تا بزرگسالان؛ چرا که واقعیت این است که اینها یک شبه به این ظرفیت و پتانسیل نرسیدند و سال هاست که خودشان را برای این روزها آماده می کنند، اما کسی آنها را ندیده.

این گزارشگر، دغدغه آن را دارد که جوانان دیده شوند و این حس به وجود بیاید که در کشور ما ظرفیت بسیاری وجود دارد و می گوید: ما استعداد به وفور داریم، اما از طرفی استعدادکُش هم زیاد داریم و می بینید که این جوانان ما خیلی دیر به تیم ملی می رسند.

از تهران فرار کردم

محتشمیان از دوران کرونا و چگونگی سپری کردن این ایام می گوید و اینکه به دلیل شرایط خاص این بیماری، به شهر خود کاشان بازگشته و در این باره توضیح می دهد: من به دلیل مشکل کرونا از تهران فرار کردم و به شهرستان خودم، کاشان پناه بردم و همچنان در آنجا مقیم هستم.

او ادامه می دهد: زاده کاشانم و سعی کردم با توجه به شلوغی تهران و اینکه گزارشی از بازی باشگاه ها نداشتم، در کاشان بمانم و البته یکی از دلایل گزارش نکردنم در طول این مدت همین مساله کرونا بود. بعد از مدتی که شرایط تغییر کرد پذیرفتم آخرین دیداری که صورت گرفت را گزارش کنم.

57898352 - شیر مادر، نان پدر حلالت دلاور!

این گزارشگر که به گفته خود از سال ۶۲ در صداوسیما گزارشگری می کند، درباره ی محبوبیت خود به عنوان گزارشگر والیبال  می گوید: معتقدم اگر تیم ملی والیبال و یا رشته های دیگر در این جامعه مطرح نمی شدند، ما هم در کنار آنها دیده نمی شدیم؛ بنابراین اگر این استعدادها و جوانان با این پتانسیل و ظرفیت بودند و خودشان را در عرصه جهانی نشان دادند، ما هم جزئی از این عملکرد بودیم که سعی کردیم در حد توانمان به شکلی خود را به جامعه نشان دهیم.

حضور من بستگی به تلویزیون دارد

محتشمیان در پایان ابراز امیدواری می کند که شرایط طوری رقم بخورد که همکاری اش در صداوسیما ادامه دار باشد و در عین حال می گوید: حضور من بستگی به تصمیم تلویزیون دارد. اگر آنها بخواهند همچنان ادامه می دهم. این احساس را دارم که ما هر چقدر به جوانان فرصت بدهیم چیزی را از دست نداده ایم. موافق این هستم که جوانان بیایند و جایگزین ما شوند، روزی که وارد کار شدیم قطعا باانگیزه بودیم و شاید حالا این شور و شوق قابل قیاس با آن دوران نباشد.

مهم ترین اتفاق برای من المپیک بود

هادی عامل، گزارشگر باسابقه نیز درباره ی مهمترین اتفاقی که در سالی که گذشت برایش رقم خورد، اینگونه یادآور می شود: در سالی که گذشت مهم ترین اتفاق برای من المپیک بود و اینکه بتوانم هفتمین المپیکم را بروم و گزارش کنم. زمانی که مدیران من را هم جزو نفرات اعزام شده اعلام کردند، خوشحال شدم اما نکته اینجا بود که این الپیک با المپیک های قبلی فرق داشت و آن اینکه دو ماه آخر تستمان مثبت در نمی آمد که اگر این اتفاق می افتاد، از المپیک خط می خوردیم. به همین دلیل در دو سه ماه مانده به المپیک سعی می کردیم در قرنطینه باشیم و بیشتر از خودمان مراقبت می کردیم و مراقب بودیم که تستمان مثبت نباشد و این سختی خاص خودش را داشت. زمانی هم که به المپیک عازم شدیم ۶ نفر از همکارانمان از جمله آقای عبدالله روا تستشان مثبت شد و ما را نیز ۱۴ روز در قرنطینه بردند. ولی خوشبختانه سه روز مانده به کشتی ها توانستم که رقابت ها را گزارش کنم. بنابراین از سختی هایی که بود عبور کردیم و خوشبختانه تیممان یک مدال طلا، یک نقره و دو برنز کسب کرد.

دوران سخت کرونا و تلخی از دست دادن ها

این گزارشگر پیشکسوت درباره دوران کرونا و شرایط آن نیز می گوید: حضور در مجامع عمومی برای ما سختی های خاص را دارد. من هم آدمی نیستم که اگر کسی بگوید بیا عکس سلفی بگیر، پاسخم منفی باشد. در مسابقات لیگ که بدون تماشاگر برگزار می شد، افرادی در بیرون از سالن حضور داشتند که برای تشویق تجمع می کردند و درخواست برای عکس های سلفی داشتند و متاسفانه سال قبل بود که در روزهای آخر لیگ به کرونا مبتلا شدم و دوران سختی را گذراندم. در خانه ماندم و همسرم از من مراقبت کرد که از ایشان سپاسگزارم. همچنین یک بار دیگر به شکل خفیف به کرونا مبتلا شدم. سعی می کردیم رعایت کنیم اما در نهایت اگر به مسابقه بدون تماشاگر در شهرهای مختلف هم می رفتیم تماشاگرانی در خارج از سالن حضور داشتند و فاصله را رعایت نمی کردند و نمی شد درخواست آنها برای عکس سلفی را رد کنیم و سختی های زیادی برای ما داشت. 

او ادامه می دهد: ما هم مثل همه مردم مشکلاتی داشتیم و اقوام و دوستانمان را از دست می دادیم که مایه تاسف ما می شد. خود ما هم محدود بودیم و همه ی این شرایط را کرونا برای ما درست کرده بود.

حس غرور برای شکست تیلور

عامل در ادامه از مسابقات جهانی نروژ که سال گذشته برگزار شد به عنوان لذت بخش ترین خاطراتش یاد می کند و یادآور می شود: از این جهت لذت بخش بود که در کشتی آزاد سه طلا، فرنگی چهار طلا دریافت کردیم و از طرفی حسن یزدانی برای چهارمین بار که با تیلور کشتی می گرفت، توانست او را شکست دهد و این اتفاق برای من بسیار لذت بخش بود؛ چراکه می دانستم یک ملت شاد شدند و همین طور پیروزی های ارزشمند فرنگی کارمان در این مسابقات که از جمله لحظات خوب ورزشی من محسوب می شوند.

۳ آرزوی هادی عامل

وی آرزویش در سال جدید را هم یک آرزوی ورزشی به واسطه ی دغدغه ای که دارد عنوان می کند و می گوید: آرزو می کنم که تیم ملی ما در مسابقات جهانی صربستان در حد و اندازه ایران عزیز ظاهر شود و همینطور در مسابقات آسیایی دل مردم را شاد کند.

عامل آرزوی دیگر خود برای مردم کشورش را اینگونه عنوان می کند: برای ملت عزیزم آرزو می کنم در سال جدید وضعیت معیشتی مردم کشورم خوب شود، اشتغال ایجاد شود و جوانانمان بتوانند کار کنند و ازدواج کنند و وضع مسکن شان حل شود. اینها مشکلاتی است که دغدغه مردم جامعه است و من هم عضو کوچکی از این جامعه هستم و زمانی شاد هستیم که هموطنانمان شاد و در رفاه نسبی و اجتماعی باشند. در بحث جهانی نیز آرزو می کنم هیچ جنگ و آدم کشی در دنیا صورت نگیرد؛ در هر جای دنیا چه افغانستان، چه اکراین و چه روسیه. وقتی به واسطه جنگ آدم ها آواره می شوند و تعداد زیادی بیگناه زیر آوارها می میرند، دردآور و سخت است. امیدوارم در سراسر کره ی زمین انسانها به آن درجه از تکامل برسند که به همدیگر عشق بورزند.

62216335 - شیر مادر، نان پدر حلالت دلاور!

طعم گزارشگری بعد از ۴۰ سال

عامل درباره ی همکاری با صدا و سیما که از سال ۶۳ آغاز شده، اظهار می کند: من گزارشگری هستم که طبق ضابطه و چارت سازمانی کارم را انجام می دهم و گزارش می کنم و هدفم این است که دل مردم را شاد کنم و غرور ملی را بالا ببرم. به همین منظور در گروهی که همکاری می کنم هر کسی را که به عنوان تهیه کننده قرار بدهند، اطاعت می کنم و این روحیه باید به واسطه چارت سازمانی وجود داشته باشد که اگر نباشد سیستم به هم می ریزد. من از زمان آقای صافی، آقای پورمحمدی، آقای زین العابدین و همچنین آقای فروغی با مدیران دوست بودم و خدا را شکر مشکلی نداشتم. به هر حال کمبودها و مشکلاتی ممکن است وجود داشته باشد و این امری طبیعی است.

«شیر مادر حلال نان پدر حلال» به دل مردم ایران نشسته

عامل به استفاده از عباراتی خاص چون «خسته نباشی دلاور، خدا قوت پهلوان»، «چغر و بد بدن»، «شیر مادر، نان پدر حلالت دلاور»، «دلاوری از جویبار، خطه کشتی‌خیز مازندران»، «دلاوری می‌کنه، بزرگی می‌کنه»، در گزارش‌های خود، به ویژه در طول مسابقات المپیک معروف است.

او که به ارائه گزارش‌های هیجانی شناخته می شود، درباره ی اصطلاح معروف خود در رقابت های کشتی توضیح می دهد: اصطلاح «شیر مادر، نان پدر حلالت دلاور» حس خوبی است که به دل مردم ایران نشسته است. اگر این واژه مورد استقبال قرار گرفته به دلیل قداست و بزرگی پدر و مادرهاست که در جامعه خوب جا افتاده است. همیشه حسم این است که پدر و مادرها زحمات زیادی برای فرزندانشان می کشند. دوست داشتم در کنار مربیان و فدراسیون که زحمت های خود را می کشند، قدردانی از پدر و مادرها داشته باشم؛ چرا که بیشترین زحمت و رنج را آنها می کشند.

انتهای پیام

منبع